تبلیغات
.::مجله خبری عشق آباد::. - چگونگی انتخاب محل دفن امام خمینی(ره) از زبان نزدیك‏ترین محافظ ‌اش
چگونگی انتخاب محل دفن امام خمینی(ره) از زبان نزدیك‏ترین محافظ ‌اش

یك بار در ماشین با حاج احمد آقا بودیم و ایشان این مطلب را ابراز كرد كه: «من یك مسأله‏ی شرعی از آقا پرسیدم كه آیا می‏شود میت مسلمان به گونه‏ای در قبر بگذاریم كه چهره‏اش را همیشه بتوان مثلا به وسیله ی انعكاس از طریق آینه و نور رویت كرد؟». حاج احمد آقا افزود: «من برنامه‏ام این بود كه اگر این كار مجاز باشد، در خصوص حضرت امام این سیستم را پیاده كنیم.»

اشاره:
«حاج حسین سلیمانی» از جمله محافظان بیت حضرت امام خمینی (ره) بود. خاطرات وی كه در سال 1387 از سوی مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است حاوی نكات جالبی از زندگی آن بزرگ‏مرد تاریخ معاصر جهان است. گوشه‏ای از این خاطرات كه مربوط به روزهای آخر است در چند قسمت به شما تقدیم می‏شود:

* محل دفن امام
«حاج احمد آقا» از حدود شش، هفت ماه قبل برای این منظور برنامه‏ریزی كرده بود و وقتی كه بیماری امام مطرح نبود، چند بار برنامه‏ی مسافرت‏هایی را ترتیب دادند كه بنده هم حضور داشتم. بارها سه نفری (با حضور آقای انصاری) در مسیر جاده قم - تهران به پیشنهاد حاج احمد آقا به "كوشك نصرت " حدود 30 كیلومتری قم رفتیم. وقتی به روستا رفتیم ، ایشان از من خواستند كه فرد كشاورزی را كه درآن حوالی مشغول كار بود، صدا كنم و حاج احمد آقا سؤالاتی را از كشاورز در خصوص زمین‏های آن ناحیه و جاده‏ی منتهی به روستا و ریل راه‏آهن و حتی وضعیت كوه‏های اطراف پرسیدند. حاج احمد آقا عمامه‏شان را برداشته بود و كشاورز مزبور ایشان را نشناخت.

بعد به اتفاق حاج احمد آقا چرخی در محوطه زدیم . من هنوز نمی‏دانستم كه ایشان چه هدفی در سر دارند و قصه چیست؟

روستای مزبور دقیقاً نزدیك جایی واقع شده بود كه اكنون "پادگان منظریه " و فرودگاه نظامی است و وقتی كه از تهران به قم می‏رویم، در سمت راست و جاده‏ی قدیم قم ـ تهران قرار گرفته است.

بعد از یكی دو هفته، مجدداً و این بار به اتفاق «آقای محمد علی انصاری» به آنجا رفتیم. با فرماندار وقت قم «آقای خلیلیان» هماهنگ كرده بودند و ایشان هم حضور داشت. معلوم شد قصد حاج احمد آقا این است كه محل دفن امام را مشخص كند. این قصد و غرض را هم تنها با آقای انصاری در میان نهاده بود. ولی در حضور فرماندار قم این‏گونه عنوان شد كه ما قصد داریم در این مكان "مؤسسه‏ی فرهنگی تنظیم و نشر آثار امام " را بنا كنیم (یعنی دقیقاً آنچه در حال حاضر اتفاق افتاده است). صحبت فرودگاه هم مطرح شد و عنوان شد كه اختصاصی در اختیار مؤسسه باشد.

یك بار دیگر هم به آنجا رفتیم و این بار حدی را تعیین كردند. در نوبت بعد كه به آنجا سر زدیم، مشاهده كردم كه لودر و بولدوزر مشغول كار است و محوطه را دیواركشی می‏كنند.

وقتی در ساعت‏های آخر حیات امام، جلسه‏ی سران نظام برگزار شد، حاج احمد آقا مطرح كرد كه چنین جایی در "كوشك نصرت " قم وجود دارد و ما مقدماتش را انجام داده‏ایم ؛ ولی هنوز آماده نشده است و تنها حدودش را مشخص كرده‏ایم. حاج احمد آقا حتی گفتند: «می‏خواستیم در آنجا بارگاهی را برای حضرت امام آماده كنیم كه اگر ایشان خدای‏ناكرده به رحمت خدا رفتند، آنجا مهیا باشد».

حتی یك بار در ماشین با حاج احمد آقا بودیم و ایشان این مطلب را ابراز كرد كه: «من یك مسأله‏ی شرعی از آقا پرسیدم كه آیا می‏شود میت مسلمان به گونه‏ای در قبر بگذاریم كه چهره‏اش را همیشه بتوان مثلا به وسیله ی انعكاس از طریق آینه و نور رویت كرد؟». حاج احمد آقا افزود: «من برنامه‏ام این بود كه اگر این كار مجاز باشد، در خصوص حضرت امام این سیستم را پیاده كنیم و قبری بسازیم كه اگر خدای‏ناكرده ایشان از میان ما رفتند، بتوانیم همیشه چهره‏ی ایشان را ببینیم. ولی امام در پاسخ فرمودند این كار جایز نیست و ما هم منصرف شدیم».


در جلسه سران نظام در ساعات آخر حیات امام وقتی حاج احمد آقا این صحبت را مطرح كرد كه به نظر من "كوشك نصرت " برای دفن امام مناسب است، یكی از آقایان این كار را صلاح ندانست و گفت: «آنجا در حال حاضر بیابان و فاقد هر گونه امكانات و تأسیسات است. یقیناً ما بعد از رحلت امام، یك تشییع جنازه‏ی چند میلیونی داریم و هیچ امكاناتی برای انتقال افراد به آنجا نداریم و حتماً با یك مشكل بزرگ مواجه می‏شویم».

واقعیت هم این بود كه در آنجا كاری انجام نشده بود و تنها به حصار كشی خاكی بسنده كرده بودند.

یكی دیگر از آقایان "حرم حضرت معصومه (س) " را برای دفن امام پیشنهاد كرد و ظاهرا «آقای موسوی اردبیلی» هم "مدرسه علمیه معصومیه‏ی قم " را برای این منظور مناسب دانست. یكی دیگر از آقایان از "جمكران " یاد كرد .

در نهایت قرار شد مدفن امام ترجیحاً در تهران و در كنار شهدا و در بهشت زهرا باشد تا در هنگام بازدید مسؤولان و میهمانان خارجی، دسترسی به آن آسان باشد. اما در اینكه كدام قسمت از بهشت زهرا باشد ، بحث بود. بعضی از افراد، وسط قطعه‏ی شهدا یا كنار قبر «مرحوم آیت الله طالقانی» را مناسب اعلام كردند.

ظاهراً «آقای طباطبایی» شهردار وقت تهران كه در آن جلسه حضور داشت، آن روز یا بعداً پیشنهاد داده بود كه قطعه‏ای در كنار بهشت زهرا وجود دارد كه برای این منظور ایده‏آل است. (دقیقاً همین مكان فعلی مزار امام). در نهایت این مكان بهترین مكان برای خاكسپاری حضرت امام تشخیص داده شد.