تبلیغات
.::مجله خبری عشق آباد::. - شعر مردانگی- محمد علی شیردل از شاعران بخش دستگردان
 

مردانگی

به گیتی مرد  بسیار است  و هر مردی برای خویش دنیائی.

یكی قصری بپا كرده زخون   نازك انگشت آن دختر كه با تار  بلند دار قالی سخت درجنگ است .

یكی مردی است  كه روز و شب درون آن تلاطم  موجهای سهمگین شرم  ،  از روی   نهال عمر    فرزندان خود  صدبار می میرد .

از این بیچاره مردمها ، یكی در حسرت لبخند كودك  در تب تاریك قحطی سخت می گرید .

از این افسرد ه مردمها ، یكی در آفتاب گرم و سوزان در یمین و دریسار عالمی  بی انتها  ، در حال جان دادن ،  كه شاید  لقمه ی نان ، سخت تر از قرن دقیانوس     برای كودكانش ارمغان آرد .

 به گیتی  حاتم طاعی فراوان است .

ولی حاتم در این گیتی .

 برای  میهمان خود،   پس از نابودی آن هیبت مردانه  ، نان آرد .

در این آشفتگی هستند مردانی كه مردی را یدك دارند  و  با یك حركت لب ،  با ربا خواری ،  هزاران كیسه از زر كرده اند  ، اما ....    

در این بین نیز  پیدا می شوند قومی كه با مردانگی  ها   ی  چنینی ، سخت می جنگند ،   ولی افسوس  كاین مردان مرد  ،  با ضربت   طعن  و تمسخر  باز می میرند .

در اینجا قلبها خون است  .

در اینجا مردمی ، دون است .

در اینجا عشق افسون است .

مرا گر روزگاری شد كه بگریزم از این  گیتی.

مژه بر هم زنی  هم یاد از این وادی نخواهم كرد . 

مژه برهم زنی  هم ....